چاه ریزش می کند و خروارها خاک، راه را برای آنکه در کاریز مانده،سد می کند. آیا کسی می تواند آن زیر زنده بماند؟نفس بکشد؟از ترس نمیرد؟
چه کسی تا لحظه آخر می ایستد تا خاک ها را کنار بزند و او را بیرون بکشد؟ تنها کسی که به نجات ایمان دارد، مژگان است.دختری که از قضاوت شدن نمی ترسد و برای پدرش هر کاری می کند. اما آیا اصلا کسی آن زیر مانده است؟ اصلا کسی ته چاه منتظر نجات هست؟


ابر در چمدان، عینک در هوا (اول دبستان)
جونگوله مو (چهارم دبستان)
یک قلمبه برف (سوم دبستان)
فصلنامۀ گُلک تو سوم و چهارم دبستان (جلد2 زمستان1404)
یک دروغ کوچولو (دوم دبستان)
یکی، دوتا، سه تا دوست (دوم دبستان) 
نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.